تبليغاتX
عاشقی بیدار

عاشقی بیدار

حسین اکبری مجری عصر بخیر بچه ها

  آفتابگردون: بیوگرافی (نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات، خانواده...)؟

  حسین: حسین اکبری، متولد ۱۸/۹/۶۷ در تهران، دیپلم بازیگری و تک فرزند.

  آفتابگردون: چطور شد که مجری برنامۀ عصر بخیر بچه ها شدید؟

  حسین: من از طرف یکی از دوستانم به آقای سلامیان (تهیه کنندۀ برنامه) معرفی شدم، ایشون هم از من تست گرفتن و قبول شدم.

  آفتابگردن:بهترین تفریح؟

  حسین: ورزش، شنا، دیدن تئاتر و فیلم، و مسافرت.

  آفتابگردون: اجرای برنامۀ زنده؟

  حسین: اولش که داری کار می کنی، خیلی استرس داری، ولی به مرور زمان این استرس تبدیل به هیجان می شه، خیلی سخته ولی دوست داشتنی.

  آفتابگردون: گل مورد علاقه؟

  حسین: رز و نرگس

  آفتابگردون: آدم پر مصرفی هستید یا کم مصرف؟

  حسین: متعادل.

  آفتابگردون: رنگ مورد علاقه؟

  حسین: آبی فیروزه ای.

  آفتابگردون: بهترین فیلم سینمایی که در سینماهای کشورمون اکران شده؟

  حسین: اتوبوس شب، سوپر استار.

  آفتابگردون: تلخ ترین و شیرین ترین خاطرۀ شما از اجرا؟

  حسین: ما در عصر بخیر بچه ها خاطرۀ بد نداریم. در کنار بچه ها بودن لحظه به لحظه اش خاطرۀ شیرینه.

  آفتابگردون: بهترین سریال تلویزیونی؟

  حسین: پس از باران به کارگردانی سعید سلطانی.

  آفتابگردون: بزرگترین آرزوی شما؟

  حسین: سلامتی مادرم، عاقبت بخیری و پیروز شدن در زندگی.

  آفتابگردون: برای آینده چه برنامه ای دارید؟

  حسین: خب فعلا که در حال اجرای عصر بخیر بچه ها هستم، بعدش هم هرچی قسمت باشه.

  آفتابگردون: کارتون مورد علاقۀ شما؟

  حسین: فوتبالیست ها، خونۀ مادربزرگه.

  آفتابگردون: بهترین دوست شما؟

  حین: مسعود محمدی، وحید شهبازی، فرشاد حسن پور، سهیل محزون و محسن افشانی.

  آفتابگردون: خانواده؟

  حسین: آرامش، محبت، در کنار هم بودن و لذت بردن.

  آفتابگردون: بهترین دوست دوران کودکی شما؟

  حسین: پسر داییم حسن موسوی، سید مهدی موسوی، و محمدرضا منتظری.

  آفتابگردون: آخرین کتابی که خووندید؟

  حسین: گلستان سعدی.

  آفتابگردون: ورزش مورد علاقه؟

  حسین: شنا.

  آفتابگردون: بهترین هدیه ای که تا به حال گرفتید؟

  حسین: گل رز.

  آفتابگردون: اگر به شما بگن جوهر خودکات اندازۀ نوشتن یه جمله است، شما چه جمله ای و خطاب به چه کسی می نویسید؟

  حسین: خدایا کمکم کن، و فرج آقا امام زمان رو نزدیک کن، امیدورم بتونم تمام مراحل سخت زندگی رو با توکل به خدا و به راحتی بگذرونم.

  آفتابگردون: پیام نمای شبکۀ 2 مخصوصا مجلۀ آفتابگردون؟

  حسین: خیلی خوبه.

  آفتابگردون: حرف آخر؟

  امیدوارم بتونم خلق روزگار رو از خودم راضی نگه دارم و به کسی بدی نکنم و بتونم لطف تمام کسانی رو که در عرصۀ هنر بهم کمک کردن رو جبران کنم.

                                   ::باتشکر از همراهی صمیمانۀ آقای حسین اکبری::

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 13:36  توسط ××سارا××  | 

Bio

Al Pacino


نام كامل: آلفرد جیمز پاچينو

نام مستعار: آل پاچينو

تاريخ تولد: 25 اپريل 1940

محل تولد: نيويورك _ آمريكا

شغل: بازيگر و كارگردان

مقامها: 3بار نامزد جايزه اسكار و دريافت 2 جايزه گلدن كلاب بعنوان بازيگر

علت شهرت: بازي در فيلم پدرخوانده 1 (كانديد اسكار)

نام مادر: رز (خانه دار)_ايتاليايي

نام پدر: سالواتره پاچینو (کارمند شرکت بیمه)_ ایتالیایی

نام همسر: دی آنجلو (بازيگر هاليوود)

فرزندان: آنتون و الیویا

 

       اکثر مردم فیلم  پدر خوانده را دیده اند و هنر نمایی آل پاچینو را در آن تحسین کرده اند . او یکی از هنرپیشه های بنام آمریکایی است که با بازی در فیلم پدر خوادنده به شهرت جهانی رسید.

وی در 25 آپریل 1940 در نیویورک پسری در یک خانوداده ایتالیایی تبار چشم به جهان گشود که نامش را آلفرد جیمز نهادند. مادرش رز (خانه دار) و پدرش سالواتره (کارمند شرکت بیمه) پاچینوایتالیایی بودند که برای زندگی به نیویورک مهاجرت کردنمد و آلفرد نیز در آنجا متولد شد . متاسفانه آلفرد نتوانست طعم محبت پدر را بچشد ،زیرا در حالی که او 2 سال داشت پدرش از دنیا رفت . در نتیجه آنها برای یافتن خانه ای ارزانتر به همراه مادر ،پدر بزرگ و مادربزرگش به حومه شهرنیویورک نقل مکان کردند. او به بازیگری علاقه داشت و مادرش نیز در این راه او را تشویق می کرد . آلفرد اصلا درس و مدرسه را دوست نداشت و همیشه از مدرسه فرار می کرد . بعد از پدر حامی او مادرش بود اما آلفرد آن قدر به بازیگری علاقه مند بود که در سال 1957 در مدرسه هنرهای زیبایی ثبت نام کرد ،اما از شانس بد او مادرش نیز در سال 1962 وقتی او 22 ساله بود ،بر اثر یک بیماری از دنیا رفت و آلفرد را تنها گذاشت او طبق خواست مادر و علاقه خودش به رشته بازیگری را ادامه داد و در تئاتر معرف برادوی نیویورک مشغول به اجرای نقش های مختلف شد . آلفرد در سال 1969 یعنی 7 سال بعد از مرگ مادرش در فیلم « من ،ناتالی » ایفای نقش کرد و مورد تحسین کارگردانان معروف قرار گرفت . وی در سال 1970 در فیلم «وحشت در نیدل پارک » بازی کردکه بازی در این دو فیلم  وی را چندان راضی وخشنود نکرد تا اینکه در سال 1972 هنگامی « فرانسیس فورد کاپولا» تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدر خوانده  گرفت  نقش        « مایکل کورلئوته » به وی یعنی پاچینوی کبیر واگذار شد.  .بازی بی عیب و نقص او در فیلم همگان را مات و مبهوت ساخت و آغاز خوبی برای آلفرد بود و در این فیلم وی نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد شد که البته به او  نرسید او بعد از این فیلم در فیلم های مترسک و سرپیکو را بازی کرد و روز به روز به موفقیتش افزوده شد.در مترسک نقش آدمی سرگشته که به دنبال هویت  خود بود را بازی کرد و در سرپسکو که یکی دیگر از شاهکارهای او بود ، نقش یک افسر پلیس که فساد مافوق های خود را افشا کرد را بازی کرد  در این فیلم دوباره کاندید جایزه اسکار شد ولی باز هم نصیب او نشد. ولی جایزه گلدن گلاب را به خاطر بازي در خشانش به وی  اهدا کردند.  صدای دلگرم و دلنشین وی در بازی کمک فراوانی به آلفرد می کند ، گویی که تمام  اعضای  بدنش هنگام بازی واقعا بازیگرند.

آلفرد با دی آنجلو هنرپیشه معروف هالیوود ازدواج کرد و آنها صاحب دو فرزند به نامهای آنتون و الیویا شدند.
آلفرد اکنون در حال کارگردانی است. او تا به امروز دو فیلم به نامهای کارآموز و بی خوابی را کارگردانی کرده است وی در کتاب خاطراتش می گوید :   
      «زندگی ام را مدیون مادرم هستم »

آل پاچینو

Al Pacino

__________________________________________________________________________

مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.

مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكي‌ها اصيل و متعصب و مذهبي‌اند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
دوران كودكي مهدي مثل بقيه پسر بچه‌ها، به شيطنت گذشت، در مجتمع مسكوني پايگاه هشتم شكاري مهدي اغلب اوقات با همراهي برادرش مشغول بازي‌هاي كودكانه بود.

جریان بازیگر شدن مهدی سلوکی
مهدی سلوکی در هنرستان رشته ی گرافیک می خونده. یه روز اکیپی ازطرف صدا و سیما به مدرسه شون میان و می خوان یه نفر رو واسه بازی تو گنجشک و ماه انتخاب کنن. کارگردان اون برنامه محمد رضا کاتب وقتی مهدی رو می بینه بهش یه آدرسی می ده و میگه بیا اونجا و تست بده.
مهدی هم چون اون موقع تو اون وادی ها نبوده نمیره. ولی وقتی آقای کاتب بازم مهدی رو می بینه و میگه من فقط این آقا پسر رو می خوام. این بار مهدی میره تست میده و از بین۳۰۰ نفر متقاضی انتخاب میشه و دربرنامه ی گنجشک و ماه بازی می کنه. بعدش هم نیمرخ و برنامه های دیگه رو مجری گری میکنه و بعد میره سراغ بازیگری ...

___________________________________________________________________________

رضا شفیعی جم

بیوگرافی : متولد ۱۳۵۰ ، مدرک تحصیلی: دیپلم گرافیک

………………………………………………
مجموعه آثار :

- دو همسفر (اصغر هاشمی، ۱۳۷۱)
- مرد عوضی (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۶)
- ارتفاع پست (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۸۰)
- صورتی (فریدون جیرانی، ۱۳۸۱)
- جوجه اردک من ( ۱۳۸۱)
- روایت سه گانه (اپیزود اول، یک آرزوی کوچک، پرویز شیخ طادی، ۱۳۸۲)
- قلقلک (مسعود نوابی، ۱۳۸۴)
- زن بدلی (مهرداد میرفلاح، ۱۳۸۵)
- چارچنگولی (سعید سهیلی، ۱۳۸۷)

برخی از مجموعه های تلویزیونی:

- ساعت خوش (مهران مدیری، ۱۳۷۳)
- این چند نفر (مهران غفوریان، ۱۳۷۹)
- کوچه اقاقیا (رضا عطاران، ۱۳۸۲)
- نقطه چین (مهران مدیری، ۱۳۸۳)
- جایزه بزرگ (مهران مدیری، ۱۳۸۴)
- شبهای برره (مهران مدیری، ۱۳۸۴)
- باغ مظفر (مهران مدیری، ۱۳۸۵)
- ترش و شیرین (رضا عطاران، ۱۳۸۶)
- چارخونه (سروش صحت، ۱۳۸۶)
- پیامک از دیار باقی (سیروس مقدم، ۱۳۸۷)

………………………………………………

جشنواره ها و جوایز:

- نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از ششمین دوره جشن خانه سینما برای فیلم “ارتفاع پست” -۱۳۸۱

___________________________________________________________________________

نام: بهروز وثوقی

تاریخ تولد: 1316

بیوگرافی بهروز وثوقی  behrooz vosooghi  ( بیوگرافی هنرمندان و هنرپیشگان , )

همسر سابق گوگوش (فائقه آتشین)

برادر چنگیز و شهراد وثوقی (بازیگران سینما)

...............................................

- فعالیت در زمینه دوبله (1337)

- فعالیت در زمینه تئاتر (1356)

- مهاجرت به آمریکا (1359)

شاید نزدیک به یازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقی کشف شود. او از سال 1337 با بازی در فیلم « طوفان در شهر ما » به سینما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهای متفاوت اما نچندان پررنگی ظاهر شد. انتخاب او برای بازی در فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی کافی بود تا نام بهروز وثوقی زبانزد خاص و عام شود. نقش آفرینی تحسین برانگیز بهروز وثوقی در « قیصر » پس از سالها توانست بت فردین را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه سینمای ایران شود.

بهروز وثوقی بازیهای ماندگار و متفاوت بسیاری در کارنامه هنری دارد:

قیصر، طوقی، داش آکل، تنگسیر، بلوچ، بت و ...

بازی تحسین برانگیز و خارق العاده بهروز وثوقی در فیلمهای « گوزنها » (مسعود کیمیایی، 1354) و « سوته دلان » (علی حاتمی) برای همیشه در تاریخ سینمای ایران به یادگار ماند.

وثوقی در سال 1359 ایران را برای همیشه ترک کرد. او خارج از ایران در فیلمهایی هم بازی کرد.

همکاری بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی در هفت فیلم، هفت بازی بشدت متفاوت در کارنامه وثوقی بر جای گذاشت. 

 

فیلم شناسی بهروز وثوقی :


 - طوفان در شهر ما (1337)

- صد کیلو داماد (1340)

- لذت گناه (1343)

- خداحافظ تهران (1345)

- هاشم خان (محمد زرین دست، 1345)

- دالاهو (1346)

- زنی به نام شراب (1346)

- بیگانه بیا (مسعود کیمیایی - 1347)

- دزد سیاهپوش (1347)

- قیصر (مسعود کیمیایی - 1348)

- پنجره (جلال مقدم - 1349)

- رضا موتوری (مسعود کیمیایی - 1349)

- طوقی (علی حاتمی - 1349)

- لیلی و مجنون (1349)

- داش آکل (مسعود کیمیایی - 1350)

- رشید (پرویز نوری، 1350)

- فرار از تله (جلال مقدم - 1350)

- بلوچ (مسعود کیمیایی - 1351)

- دشنه (1351)

- تنگسیر (امیر نادری - 1352)

- خاک (مسعود کیمیایی - 1352)

- نفرین (ناصر تقوایی - 1352)

- سازش (جلال مقدم - 1353)

- ممل آمریکایی (شاپور قریب - 1353)

- کندو (فریدون گله - 1354)

- گوزنها (مسعود کیمیایی - 1354)

- همسفر (مسعود اسداللهی - 1354)

- بت (ایرج قادری - 1355)

- ماه عسل (فریدون گله - 1355)

- سوته دلان (علی حاتمی - 1356)

- نفس بریده (سیروس الوند - 1359)

____________________________________________________________________________

احسان خواجه امیری فرزند ایرج خواننده قدیمی موسیقی سنتی ایران در تاریخ ۷ آبان ۱۳۶۳٬ متولد شد .اودررشته مهندسی کامپیوترادامه تحصیل نمود و فرزند آخر خانواده می‌باشد. احسان با ترانه «جان بابا» که همراه با ایرج، پدر خود اجرا کرده ‌بود به دنیای موسیقی شناخته ‌شد. با به بازار آمدن آلبوم «من و بابا» در تابستان ۱۳۸۳ و در پی آن راه‌ یافتن احسان به صدا و سیمای ایران به خواننده‌ای شناخته شده و محبوب در ایران تبدیل شد .

می‌توان گفت احسان با ترانه «برای آخرین بار» که برای تیتراژ پایانی سریالی با همین نام اجرا کرده‌ ‌بود به اوج محبوبیت رسید. آلبوم دوم او در سال ۱۳۸۴ با نام «برای اولین بار» و اثر سوم با نام «سلام آخر» در مهرماه ۱۳۸۶ به بازار آمد تا احسان خواجه امیری جزو برترین خوانندگان پاپ داخل ایران مطرح شود

____________________________________________________________________________

بیوگرافی کریس دی برگ

 

كريستوفر جان ديويسون ملقب به كريس دی برگ در ١٥ اكتبر سال ١٩٤٨ در آرژانتين متولد شد. پدرش 'چارلز ديويسون' ديپلمات انگليسی و مادرش 'ماوی اميلی دی برگ' منشی ايرلندی بود. كودكی كريس دی برگ به خاطر شغل ديپلماتيك پدر به مسافرت و كسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در كشورهای مختلفی مثل مالت ، نيجريه و زئير بزرگ شد. هنگامی كه ١٢ ساله بود خانواده اش به ‘Emerald Isle' در ايرلند رفتند ، جايی كه هنوز هم كريس دی برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا ، هوبی و مايكل زندگی می كند.

در سال ١٩٦٠ پدرش يك قلعه قديمی به نام بارگی كاسل خريد كه در قرن ١٢ ساخته شده بود. بعد از اينكه قلعه دوباره توسط خانواده ديويسون بازسازی شد، آنها آنجا را به يك هتل خانوادگی برای تعطيلات تبديل كردند. كريس اولين كنسرتهايش را در اين قلعه اجرا مي كرد و بعد از ظهر ها برای ميهمانان گيتار می نواخت. كريس نواختن گيتار را با روش سعی و خطا، يعنی بدون هيچ نت از پيش نوشته شده ای ياد گرفت.

كريس زبان انگليسی و فرانسه را در كالج معروف ترينيتی در شهر دوبلين آموخت. هنگامی كه وی مشغول تحصيل در كالج ترينيتی بود شروع به نوشتن آهنگهای پاپ كرد. در سال ١٩٧١ كريس برای پيدا كردن يك شغل در موسيقی به لندن سفر كرد. در يك رستوران و آرايشگاه به عنوان خواننده شروع به كار كرد و از طرف يكی از دوستانش كه به تازگی رستورانی به نام ‘Captain Americas' در دوبلين تاسيس كرده بود پيشنهاد كار دريافت كرد و برای ميهمانانی كه مشغول صرف غذا بودند موسيقی می نواخت.

در سال ١٩٧٤ كريس با كمپانی M&A قراداد امضاء كرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديدترين آلبومشان به نام ‘Crime of the Century' همراهی كرد. در اين زمان بود كه نامش را به كريس دی برگ تغيير داد و در سال ١٩٧٥ آماده انتشار اولين آلبومش به نام ‘...Far Beyond These Castle Walls' شد.

   اولين موفقيت بين المللی كريس در سال ١٩٧٥ با آهنگ ‘Turning Round' كه بعدها به اسم ‘Flying' تغيير نام داد رقم خورد. اين آهنگ برای ١٧ هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل قرار گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدی كريس دی برگ به نام ‘Spanish Train & Other Stories' آهنگی به نام ‘A Spaceman Came Travelling' داشت كه در انگلستان جزو بهترين آهنگ های كريسمس شناخته شد. ولی موفقيت واقعی اين آلبوم آهنگی به نام ‘Patricia The Stripper' است كه هنوز هم درخواست اجرای آن از طرف تماشاچيان در كنسرت های كنونی كريس وجود دارد. در سال ١٩٨٤ كريس هشتمين آلبومش را به نام ‘Man On The Line' منتشر كرد. اين آلبوم شامل يكی از معروفترين آهنگ های كريس به نام ‘High On Emotion' است كه در آن زمان در ده كشور اروپايی به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد.

در سال ١٩٨٦ آلبوم ‘Into The Light' را كه آهنگی به نام ‘The Lady In Red' داشت منتشر كرد. اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت كريس شد و در انگلستان و ٢٤ كشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد ولی در آمريكا رتبه دوم را كسب كرد. آلبوم ‘Into The light' در آفريقای جنوبی ،‌نروژ ،‌سويس و انگلستان جايزه پلاتينيوم دريافت كرد. در آمريكا، ‌زلاندنو، ‌دانمارك و بلژيك هم جايزه طلايی گرفت. اين آلبوم شامل آهنگ ‘Say Goodbye To It All' است كه ادامه ترانه ‘Borderline' از آلبوم ‘The Getaway' سال ١٩٨٢ است.

   آلبوم بعدی كريس دی برگ به نام ‘Flying Colours' در سال ١٩٨٨ منتشر شد. اين آلبوم همچنين پر فروش ترين آلبوم كريس دی برگ تا به حال بوده است. در طول ۲۸ سال فعاليت، ‌كريس دی برگ بيش از ۲۰۰ جايزه طلايی و پلاتينيوم دریافت كرده است. حتی برخی از سیاستمداران و افراد مشهور از طرفداران موسیقی كريس دی برگ میباشند. كريس دی برگ در سراسر دنیا از اروپا (آلمان، انگلستان، ایرلند،...) و آسیا (ایران، ژاپن، لبنان،...) تا آمریكای شمالی (كانادا) و آمریكای جنوبی (آرژانتین، برزیل،...) محبو بیت دارد.

   كريس دی برگ تورها و كنسرتهای زیادی در سراسر دنیا از جمله در آلمان، انگلستان، ایرلند، ژاپن، لبنان، كانادا، آفريقای جنوبی، اروپای شرقی، اروپای مركزی و خاور دور اجرا كرده است كه بسیاری از آنها سریعا" به فروش رفته است.

   كريس دی برگ در ١٦ سپتامبر سال ٢٠٠٢  آلبوم جدید خود به نام ‘Timing Is Everything' را منتشر كرد كه شامل ١١ آهنگ جدید بود. كريس دی برگ در این آلبوم بیشتر به دنبال یك آلبوم تفریحی و شاد بوده است ولی هنوز چند آهنگ از جمله ‘There's Room In This Heart Tonight'  آهنگهای عمیقی از نظر موسیقی و شعر میباشند.

 

کریس دی برگ و همکاری با گروه آریان  . . .

آلبوم جدید گروه آریان با همکاری کریس دی برگ   

گروه آریان اخیرا آلبوم جدید خود را تحت عنوان بی تو با تو به بازار عرضه کردند که در یکی از ترانه ها از همخوانی کریس دی برگ خواننده معروف ایرلندی بهره مند بودند.

ترانه های نوری تا ابدیت (دوستت دارم) - بی تو با تو - ای جاویدان ایران و نگو از زیباترین قطعات این آلبوم هستند که از چهارده قطعه تشکیل شده است.

ARIAN BAND & Chris De Burgh

Album: With You Without You - Bi To Ba To

____________________________________________________________________


+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 13:34  توسط ××سارا××  | 

عشق یعنی

عشق یعنی

گم شدن و پیدا شدن

غرق در رویا شدن

اتشی در اب

خوش خیالی

حسرت دیدار تو

من شوم بیمار تو

مهربانی تو

کشتی که غرق شود در رویای تو

با زبانی تر و درست

خلوت بی انتها

صدای خوش

صدایی که تورو خواست و تو رفتی و من ماندم بدون صدا.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:56  توسط ××سارا××  | 

عشق

عشق

برترین احساس

اشتیاقی عالمگیر

نیرویی بس عظیم

وشوری بس شگفت انگیز است

عشق

دوری جستن

از ازردن دیگری

دوری جستن

از شکل دلخواه خود دادن به او

دوری جستن

از تسلط بر او

و دوری جستن

از فریب دادن اوست 

عشق

درک یکدیگر

شنیدن حرف یکدیگر

پشتیبانی از یکدیگر

وشاد بودن در کنار یکدیگر است

عشق

دلیل زندگی است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:55  توسط ××سارا××  | 

نظر.....

دختر گفت: بشمار.
پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن: یک، دو، سه، چهار...
دخترک رفت پنهان شود، آن‏طرف‏تر پسر دیگری را دید که گرگم به هوا بازی می‏کند، برّه شد و با گرگ رفت.پسرک قصّه هنوز می‏شمارد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:54  توسط ××سارا××  | 

گل

تنهایی رو دوست دارم به خاطر سکوت نامحدودش.

غم تنهایی گلی است که گلبرگهای قشنگش هیچ

گاه پژمرده نخواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:53  توسط ××سارا××  | 

حادثه و قانون

دوستی یک حادثه است

جدایی یک قانون است

بیا حادثه افرین و قانون شکن باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:48  توسط ××سارا××  | 

×××شرایط خواستگاری در شهر های مختلف ایران×××

در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

 *داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5امتیاز)
2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از: *تلفظ حرف ق
*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2×2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جوک های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جوک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
3- شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از: *توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
*داشتن کپی کارت ملی و رسید آزادی حداقل 10 گروگان
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
ادامه شرایط خواستگاری در ادامه مطلب...
4- شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از: *نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*برگه عدم سوپیشینه مبنی بر عدم درخواست از مهمانان برای گذراندن شب در منزل!
*[...] و [...] (به دلیل اکران عمومی مجبور به سانسور بقیه شدیم)
5- شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
6- شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
7- شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از: *کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی- رامبو- جکی چان- بروسلی و بیل کلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل – برج پیزا- مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
8- شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از: *توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن- سبزه- قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
9- شهر رشت از استان گیلان. شرایط عبارتند از:
*ماندن در خانه به مدت حداقل 48 ساعت در ماه!
*داشتن انحنا در پشت کله به مقدار لازم
*عدم تجاوز طول بینی از طول باند فرودگاه مهرآباد!
*عدم آشنایی با افراد آذری زبان (ترجیحا دوستان غیر رشتی نداشته باشد)
*دور انداختن کله مبارک ماهی قبل از طبخ و گرفتن رسید از مأمور شهرداری
*در این مورد به خصوص زوجه نیز متعهد میگردد در صورت غیبت شوهر صاحب بچه نشود
10- شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از: *داشتن تنها دو دوست دختر دیگر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره- تلکه- تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی

*مردبودن

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:38  توسط ××سارا××  | 

تو رو دوس دارم

تو رو دوس دارم مثه حس نجیب خاک غریب
تو رو دوس دارم مثه عطر شکوفه های سیب
تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد
چطور پس دلت میاد منو تنهام بزاری
تو رو دوس دارم مثه لحظه خواب ستارها
تو رو دوس دارم مثه حس غروب دوباره ها
تو رو دوس دارم عجیب تو رو دوس دارم زیاد
نگو پس دلت میاد منو تنهام بزاری
توی آخرین وداع وقتی دورم از همه
چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه
تو رو میسپرم به خاک تو رو میسپرم به عشق
برو با ستاره ها....
تو رو دوس دارم مثه حس دوباره تولدت
تو رو دوس دارم وقتی میگذری همیشه از خودت
تو رو دوس دارم مثه خواب خوب بچگی
بغلت میگرمو میرم به سادگی
تو رو دوس دارم مثه دل تنگی های وقته سفر
تو رو دوس دارم مثه حس لطیف وقته سحر
مثه کودکی تو رو بغلت میگیرمو این دل غریبمو با تو میسپرم به خاک
توی آخرین وداع وقتی دورم از همه
چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه
تو رو میسپرم به خاک تو رو میسپرم به عشق
برو با ستاره ها....

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:32  توسط ××سارا××  | 

شادمهر بی تو

/* /*]]>*/ منم از حادثه خسته 

دلم از غصه شکسته

یه مسافر غریبم

راهی یک راه دورم

ناجی شکسته بالم

که تو اینم و نشستی

ای که واسه خاطر من

دل مردم شکستی

پر بغض و گریه بودم

تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو

دل به جاده ها میبندم

راهی یه کوله راهم

کوله بار عشق بستم

دیگه از خودم بریدم

دیگه از آیینه خستم

تویی کعبه ی وجودم

دور چشمه ی تو گشتم

نکنه دلم گلایه ، باید از تو میگذشتم

میخوام این عشق قشنگ از نگاهت پس بگیرم

نمیخوام مثل پرنده توی این قفس بمیرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

میون این همه آدم تو یه همزبون نبودی

لحظه ی گذشتن از تو

آخرین لحظه ی دیدار

واسه تو از تو گذشتم

همینو میگن یه ایثار

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:50  توسط ××سارا××  |